خود درمانی - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
تصمیم بر این گرفته شد خود درمانی ام را شروع کنم علل یا دلایل این خودآشفتگی یا شاید افسردگی چیست ! با جستجو هایی که در اینترنت کرده ام به این رسیده ام که گذشته آدمی آدم را بیمار میکند اینده هم همینطور اما اگر در حال زندگی کنید خوشحال و شاد خواهید بود . بعد از کندوکاو در زندگی و لحظه هایم به این جملات
تا قیامت - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
سوز پاییز می زند آنجابهار است و خورشید میتابد اینجادرختان سرسبز , لبها خندان , آدمها شاد گفتی الان وقت ندارمگفتم عیبی ندارد میرود تا قیامت کاش به درد فراموشی گرفتار میشدم تا قیامتیاد تو همه درد است، اما اینجا بهار است و خورشید میتابددرختان سرسبز , لبها خندان , آدمها شاد نوشته شده توسط نويسنده در ۱۲:...
دلنوشته - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
نوشتم و پاك كردم، نوشتم و پاك كردم تا بگويم پاك شو از ذهن روح من....
خواب تو/ كابوس تو - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
ديشبخوابتراديدم تويخوابهمخقنداشتمبهتوفكركنم اماتويفكربودي،دنبالتميگشتمامانبايدميفهميدي خوابتهمبرايمعذاباوربودمثل بيداريهايم ديگرخوابوبيدارياميكيشده،ارذهنخرابوسياهمنبروبيرونلطفا! نوشته شده توسط نويسنده در ۷:۰ ب.ظ | لینک ثابت •
دوشنبه چهار اردیبهشت - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
ناراحتی ام به درد تبدیل شده یک جایی روی قلبم مثل کیسه ی 100 کیلویی برنج حس میکنم دیگر نفسی نخواهم کشید غم مرا نمیتوانم آرام کنم همان جا مینشیند به انتظار درد های بعدی هر بار خنده هایم را مثل تیشه بر این درد میزنم حس میکنم دیگر نفسی نخواهم کشید زندگی باید کرد غم کسی را از پا ننداخته چیزی که مرا خوا
سه شنبه دوازده اردیبهشت - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ نمیدانم از کی اما مبتلا شدم!تشخیص سرطان استهرچندازگاهی قلبم را میفشاردنفسم بند می آید,بر چشمهایم تاثیر گذاشتهگلویم را بستهنمیتوانم آنطور که باید اشک بریزم و ناله کنم,همه ی غمم را در خود میگیرد و بزرگتر میشود. نوشته شده توسط نويسنده در ۳:۱۶ ق.ظ | لینک ثابت •
چهارشنبه سیزده اردیبهشت - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ اشکم مثل اسید روی صورتم را میسوزواندنباید کسی مرا ببیندنباید کسی صدایم را بشنودخیلی وقت است که خودم را سانسور کرده امنه میتوانم غمم را نشان بدهم نه شادیم را.نمیدانم بودن یا نبودنم اصلافرقی می کند؟فرداست که نفسم را بگیرمچرا من؟همین غمی که بر دلم چمپره زده این کار را خواه...
سیزده اردیبهشت - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
گوگوش میگه " عشق زخم عمیقی که هر گز خوب نمی شه" نمیدونم عشق چیه, باورش ندارم, زخم های دل من از چیز دیگری ست. میگه" زندگی کن..." زندگی میکنم , باید زندگی کنم , قراره با این چیزها از پا بیوفتم که من "من" نیستم. "کی میدونه رسم دنیاچیه؟ زندگی کن..." "عشق یعنی تمام زندگیت توی آتیشه..." " ما که همه جونیم
سه شنبه بیست و هفتم تیر - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 23:00
گاهي وقتها كه دلتنگي بغضمو فشار ميده ، ميرم توي تراس به آسمان خيره ميشمگاهي هم كه بتونم با عزيزام صحبت ميكنمگاهي هم ...وقتي كه گريه ميكنم به خودم ميگم اين انتخاب خودم بود .خودم خواستم كه روي پاي خودم باشم و دنبال زندگي كه ميخواستم باشم.براي رسيدن به هر قله اي بايد از سربالايي ها بالا رفت.بايد دلتنگ